بررسی شیوه خبر سازی و جعل خبر در رسانه ها و یا شخصیت های اقتدارگرا در چند ماه اخیر نشان می دهد آنها با کمی تغییر شیوه ،کمتر به ابزار دروغ گویی مستقیم متوسل شده و در عین حال راههای جذاب تر همراه با بسته بندی های متنوع تری را برای تخدیر مخاطبان برگزیده اند.
نمونه ای از شیوه ی جدید جعل خبر را می توان در خبر ۲۰:۳۰ شبهای گذشته صدا و سیما یافت که در خبری با عنوان «دروغ سکه رایج بعضی سایت های خبری» با گرافی از سایت کلمه که بر روی آن واژه «خبرسازی» حک شده بود پخش شد. در این خبر این ادعا مطرح شد که سایت خبری کلمه درمورد مطلب «ناطقنوری حاضر به مصاحبه با صدا و سیما نشد» خبرسازی کرده است.
با توجه به اینکه خبر مورد اشاره متعلق به منبعی غیر از کلمه -سایت سلام- بوده و کلمه این خبر را با ذکر منبع اصلی خبر و پس از چند سایت خبری معتبر دیگر از جمله پارلمان نیوز،آینده و نو اندیش درج کرده ،مشخص است این بخش خبری با پنهان کردن این واقعیت تنها دنبال تخریب و دروغ پردازی علیه «کلمه» بوده است.
گوینده این بخش خبری بعد از اینکه اتهام زنی های خود را پایان برد با این جمله که این تصاویر به خوبی! صحت و سقم خبر را مشخص می کند بینندگان را دعوت به دیدن مصاحبه ای که توسط باشگاه خبرنگاران گرفته شده بود،کرد. مصاحبه ای که به صورت بسته از ناطق نوری در مکانی نامعلوم صورت گرفته بود و ناطق نوری این جمله را بیان می کند:«دشمنان دل خوش کرده اند به این سروصداها و می خواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.»
در این مجال قصد نداریم تا به چنین بی انصافی و خبر سازی هایی بپردازیم .از طرح این موضوع قصد دیگری داریم. سوالی که باقی می ماند اینجاست با توجه به اینکه مخاطبانی که اخبار خود را به جز منابع دولت مدار از سایر منابع خبری نیز دریافت می کنند ،براحتی از دروغ پردازی ها و نسبت های ناروا ی آنان آگاه می شوند. و حتی به این مساله وقوف پیدا می کنند که اقتدار گرایان بی کار! کمین کرده و درصدد غلط گیری هستند اما تنها توانسته اند اینگونه ناشیانه به رسانه ای که مانند آنها نمی اندیشد، بتازند.
پس چرا رسانه ای که موصوف به صفت ملی است این ریسک را برای خود می خرد تا براحتی اعتماد و اعتبار طیف وسیعی از مخاطبان را از خود سلب شده ببیند؟ در واقع این نوشتار تلاشی است برای پاسخ به این سوال و نه پاسخ به بخش خبری رسوایی مانند ۲۰:۳۰ .
نمونه ی دیگری از این گونه جعل خبر ها را که پرده از سیاست مشابه متولیان امور بر می دارد در اخبار روزنامه مدعی ارزشهای کیهان نیز می توان یافت.
به طور مثال اعضای محفل کیهان که گویا خط به خط اخبار “کلمه” را دنبال می کنند تا به قول خودشان از آن گاف بگیرند، برای مخدوش نشان دادن مواضع اصولی و اصلاحی کلمه بار ها به کامنت های ! مخاطبان کلمه استناد کرده وآن را به جای مواضع کلمه به خورد خوانندگان خود داده اند. یا طبق رویه ی مالوف ماههای اخیر، دروغ های واضح و بزرگی را در مورد مواضع مهندس موسوی به عنوان کشف و پیش گویی قالب کرده اند. قاعدتا کیهان هم می داند که با این کار طیف وسیعی از مردم که به منابع معتبر خبری (غیر از کیهان!) دسترسی دارند اعتمادشان از این رسانه ی متعلق به عموم مردم! سلب می شود.
این پرسش باقی می ماند که چرا ؟ چرا آنان براحتی کثیری از مردم را نادیده می گیرند و براحتی به مخاطبان خود دروغ می گویند؟
جدا از این که دروغ و افترا احتمالا در آموزه های دینی ما بسیار نکوهیده است ،متاسفانه مثال هایی از این دست در رسانه های مدعی ارزش مداری بسیار زیادند .اما چنین رویه ی جدید و بدیع برای آگاهی بخشی را می توان به قبل از انتخابات ریاست جمهوری و مناظره کاندیدا ها نیز کشاند.
به عنوان آخرین و مهمترین نمونه ،محمود احمدی نژاد در مناظره های تلویزیونی و در منظر ملت ایران سخنانی بر زبان راند و از آمار هایی خبر داد که قاعدتا می دانست از فردا اقتصاد دانان و سیاست مداران و روزنا مه ها با ارائه مستندات، خلاف گفته های وی را ثابت می کنند. یا قاعدتا ایشان می دانست که آمار تورمی که وی ارائه داد فقط با یک بار مراجعه به سایت بانک مرکزی قابل تکذیب است و شاخص های اقتصادی که نمودار آن را برای مردم کشید با واکنش مراجع ذیصلاح مواجه خواهد شد. پس چرا به راحتی و بی دغدغه آن سخنان را بر زبان راند؟
شاید به کار گیری این شیوه خلاف واقع گویی در مناظره ها و نادیده گرفتن طیف وسیعی از مردم که می توانند اخبار واقعی را رصد کنند و مخاطب قرار دادن کسانی که تنها قادرند از رسانه های دولت مدار به عنوان مرجع کسب خبر استفاده کنند عامل اصلی تداوم این روش در سایر رسانه های همسو با صدا و سیما،کیهان و… باشد.
به نظر می رسد یکی از علل اصلی به کار گیری این شیوه در رسانه های مدعی ارزش های دینی (جدای از بی تقوایی و بی اخلاقی رایج در آنها ) انحصار رسانه ای است.
شیوه ی اطلاع رسانی که در بالا آمد تنها در صورتی بر روی عده ای اثر گذار خواهد بود که انحصار رسانه های بزرگی چون صدا و سیما در دست عده ای معدود و در جهت منافع غیر ملی باشد . بدین طریق که آنها براحتی در نزد میلیونها مخاطب، موصوف به صفت دروغ گویی می شوند و از این مساله ابایی نیز ندارند و در قبال آن نوعی آگاهی دروغین را به میلیونها نفر دیگر که توانایی کسب خبر از منابع مستقل خبری ندارند قالب می کنند.
استدلال مجریان مسلمان! این طرح آن است که به طور مثال سایتی چون “کلمه” و یا منابع خبری دیگر مستقل از دولت مانند آینده و پارلمان نیوز و… هر چقدر هم دارای مخاطب باشند از پس غول عظیم رسانه ای مانند رسانه ملی! بر نمی آیند. و البته بر روی کاغذ درست هم می گویند.
نتیجه ی دیگر اینکه یکی از علل دو قطبی شدن فضای کشور را در همین بی تدبیری می توان یافت. آن جا که مردمی که عمدتا از نظر سواد در حد متوسط و بالاتر از سطح متوسط هستند به دلیل اینکه واقعیت را می بینند، دیگر نمی توانند به این رسانه ها و شخصیت ها دلخوش کنند.در چنین شرایطی آن رسانه ها و شخصیت ها سرخو ش از آن که بر امواج نا آگاهی عده ای که محصول همین انحصار است سوارمی شوند .
آیا با دروغ خوراندن به مخاطبان نتیجه ای جز جدا افتادگی مردم از یکدیگر و مردم از نظام می توانیم طلب کنیم؟ نمی دانند که باد می کارند و طوفان درو خواهند کرد…

ارسال نظر جدید