برای کسانی که برنامه پنج شنبه شب «نود» را دیدند، صحبت های امیر قلعه نویی در مورد پشت پرده کنار گذاشته شدنش از تیم استقلال تهران از همه جالب تر بود.
سرمربی پیشین تیم استقلال در مصاحبه ای تند و تیز از «جوانکی» سخن گفت که به گفته او با رفت و آمد به دفتر واعظ آشتیانی موجب خراب شدن رابطه او با مدیر عامل استقلال و نیز ناکامی این تیم در مسابقات جام باشگاه های آسیا شده بود.
عادل فردوسی پور در ادامه برنامه و پس از پخش سخنان قلعه نویی، گفتگویی تلفنی با مدیر عامل استقلال انجام داد؛ مردی که نوک پیکان حملات قلعه نویی پس از آن «جوانک» ناشناس به سوی او هدف گیری شده بود.
واعظ آشتیانی در گفتگوی زنده تلویزیونی، اصل قضیه _ رفت و آمد فرد ناشنس به دفتر خود _ را انکار نکرد اما هرگونه نقش او را در برکناری قلعه نویی به شدت تکذیب کرد. سخنان مدیر عامل استقلال اما در گوش آن ها که هنوز خواب آلودگی حساسیتشان را کم نکرده بود زنگ دیگری هم داشت؛ واعظ آشتیانی گفت: آقای قلعه نویی فراموش کرده اند که آن فرد در انتخاب خودشان به عنوان سرمربی تیم ملی چقدر نقش داشت!
فردوسی پور بلافاصله پرسید: این آقا چه کسی هستند؟ که آشتیانی با زیرکی از افشای نام «جوانک» ناشناس شانه خالی کرد. با این وجود خیلی ها همان لحظه حدس زدند این فرد مرموز که آشتیانی این گونه از بردن نامش شانه خالی م یکند کسی نیست جز محسن علی آبادی، فرزند ارشد معاون محمود احمدی نژاد. جوانی که پس از قرار گرفتن پدرش در راس سازمان ورزش کشور به عنوان عضو هیات رییسه فدراسیون شنا منصوب شده است.
شناگر قابل!
پیشینه ماجرای فوتبالی شدن محسن علی آبادی به بیش سه سال پیش باز می گردد. در تابستان سال 2006 محسن پسر ارشد خانواده علی آبادی همراه با پدر راهی آلمان شد تا از نزدیک شاهد حضور تیم ملی ایران در یکی از بزرگ ترین رویدادهای ورزشی دنیا باشد.
پس از ناکام تیم ملی در جام جهانی، فدراسیون فوتبال ایران دستخوش تغییرات جدی و ناگهانی شد. تغییراتی که به سبب آشکار ساختن دخالت سیاسیون در ورزش، تیم ملی فوتبال کشورمان را تا مرز تعلیق و محرومیت از بازی های برون مرزی نیز پیش برد.
در تمام این مدت، محسن همواره یکی از یاران پدر در تصمیمات بزرگ بود. گفته می شود هم او بود که توانست پدر را قانع سازد که مربی منتخب «خرد جمعی» را در راس کادر فنی تیم ملی نگذارد؛ روزی که خرد جمعی به این نتیجه رسید که مجید جلالی یا مصطفی دنیزلی بهترین گزینه ها برای رهبری تیم ملی در جام ملت های 2007 هستند، شب سرنوشت سازی در خانه علی آبادی رقم خورد.
در آن شب محسن در مقام یک مخالف درآمد و آن دو را انتخابی مناسب برای تیم ملی ندانست. دقیقاً در همان شب بود که نام امیر قلعه نویی به ذهن رئیس سازمان تربیت بدنی خطور کرد. این حقیقت بعدها توسط یکی از نزدیکان سازمان تربیت بدنی تایید شد؛ «قلعه نویی پیشنهاد محسن بود که علی آبادی هم خیلی زود به طور جدی به آن فکر کرد و این گونه بود که سرمربی سابق استقلال در جام ملت ها روی نیمکت تیم ملی نشست.»
از آن پس شایعه مداخله های سرنوشت ساز این «آقازاده» ورزشی به نقل محافل فوتبالی تبدیل شد.
ظاهرا محسن علی آبادی، اکنون خود نیز به از پرده برون افتادن نقش پنهان خود در تصمیم سازی های اغلب پرهزینه تیم ورزشی دولت نهم پی برده است چرا که به فاصله کمتر از 24 ساعت از پخش برنامه «نود» ، او در مصاحبه ای مفصل با سایت تابناک کوشید خود را از این اتهام تبرئه کند.
فرزند ارشد رئیس سازمان تربیتبدنی گفته است: «بنده صرفاً طرز نگاهم را به پدرم در خصوص موضوعات مختلف انتقال دهم و این کاری است که هر پدر و فرزندی انجام میدهند و راجع کارشان با هم مشورت میکنند و شرعاً، عرفاً و عقلاً نیز با اشکال همراه نیست و قطعاً این مشاورهها جنبه رسمی نداشته و همانگونه که گفتم بحث پدر و فرزندی مطرح است.... در جماعت غیردولتی و حتی در مواردی دولتی بنده را به عنوان یک تحلیلگر میشناسند و آنهایی که بنده را میشناسند در جریان هستند که توانایی تحلیل مسیرها را دارم و گهگاهی نظر شخصام را به عنوان فرزند به پدرم انتقال میدهم؛ پدرم درگاههای اطلاعاتی گسترده و متعددی دارد که شاید معاونان، رئیس دفتر، برخی کارشناسان و حتی برخی اشخاص معتمدش را نیز شامل شود که بنده نیز یکی از این اشخاص هستم. بنابر این اگر شخصی برکنار شد یا انتصاب شد، نمیتواند نتیجه مشاوره بنده باشد ... هیچ مدیر زبردستی با دریافت یک سری مختصات و اطلاعات و مشاورهها، همان زمان و بلافاصله تصمیم گیری نمیکند و اینکه من بروم دفتر پدرم و 20 دقیقه بعد، فلانی منصوب شود، برای عدهای که نمیدانند چه گذشته بنده و پدرم، میتواند هرتصور ذهنی را به همراه داشته باشد و اینها به خارج از سازمان ورزش انتقال پیدا کند.»
او در ارتباط با شایعاتی که پیرامون حمایتش از قلعهنویی برای هدایت تیم ملی به واسطه همکاری اقتصادی با سرمربی استقلال شد، نیز گفت: «قلعهنویی را میشناسم، کما اینکه همین آشنایی را با بسیاری از اشخاص دیگر از جمله علی دایی، فیروز کریمی، افشین قطبی، مایلی کهن، آرش میراسماعیلی دارم و شاید اگر پدرم جای دیگر مسئولیت داشت این آشنایی را با اشخاص دیگر داشتم و اگر پدرم هم از این حوزه جدا شود، احتمال اینکه با بسیاری از این آقایان ارتباط داشته باشم، بعید است، مگر آنکه همدیگر را جایی ببینیم و سلام وعلیکی داشته باشیم. در خصوص مشارکت مالی با آقای قلعهنویی هم دیگر همه میدانند که بنده و پدرم در چه سطحی فعالیت داشتهایم و پدرم یا خودم اگر قرار باشد، فعالیت ساخت و ساز داشته باشیم، با هم سطح مالی خود این کار را انجام میدهیم و نه با آقای قلعهنویی و اصولاً با توجه به جایگاه پدرم، حتی با عقل نیز چنین تصمیم اقتصادی سازگاری ندارد و اگر یک شخصی به دور از غرض ورزی استدلال کند، به این مسئله پی میبرد که این از آن داستانها است.»
محسن علیآبادی در خصوص اینکه گفته میشود، پدرش در داخل و خارج از کشور (دبی) ساخت و ساز و پروژههایی دارد، گفت: «همه می دانند که پدرم فوق لیسانس عمران است و چند دهه سابقه فعالیت در رشتهشان را دارند. در دوران دفاع مقدس که جبهه بودند و پس از دوران جنگ تحمیلی نیز جدا از سیستم دولتی، به فعالیت در حوزه تخصصی شان پرداختند. پس از اینکه ایشان وارد شهرداری شدند، بزرگ ترین ضرر (در مباحث مالی) به خانواده ما وارد شد. ایشان حتی قبل از اینکه در دولت مسئولیت بپذیرند و در زمان ورود به شهرداری تهران، به واسطه عهدی که با آقای دکتر احمدینژاد داشتند، هیچ فعالیتی در حوزه ساخت و ساز انجام ندادهاند، اگر پروژه ای داشتند متوقف شد و حتی خرید و فروشی هم در این حوزه انجام ندادند. این فعالیتها هم تماماً در داخل کشور صورت پذیرفته و آقای مهندس تا به حال هیچ ساخت و سازی در خارج از ایران نداشته است.»
عضو هیات رئیسه فدراسیون شنا در مورد این که به چه علت این بار از درون سیستم دولت شایعاتی در خصوص اختلاس او در اداره کل تربیتبدنی استان تهران، خارج شده، گفت: «به هر حال ممکن است که در سیستم چنین مسائلی مطرح باشد و در هر سیستمی نیز عدهای رقیب هستند ... در همین بحث شاهدان متعددی دارم که سرکارم رفتهام و یا اشخاصی هستند که میانه خوبی هم با پدرم ندارند ولی بنده را دیدهاند و تایید می کنند که این بحث دستگیری نیز از آن دست شایعات است. من بعد از اینکه این خبر زده شد، پیش آقای آخوندی رفتم و آقای آخوندی تلفن خبرنگاری که این مطلب را زده بود گرفت که آقای علیآبادی پیش من است و چطور شما زدهاید که او را گرفتهاند که خبرنگار هم پاسخ داد، شاید تا ظهر آزادش کردهاند.»
او افغزوده «بودجه این اداره کل، مجموعاً 15 میلیارد تومان اسن و آن وقت نوشتهاند که 20 میلیارد اختلاس شده است... از 15 میلیارد تومان بودجه، یک بخش چند میلیاردی مربوط به امور جاری و حقوق و دستمزد می شود و 7،8 میلیارد باقی میماند که اگر تمامی این 7، 8 میلیارد را به بنده میدادند که غیرممکن است، امکان اختلاس 500 یا یک میلیارد آن فراهم بود که اصلاً پرداخت همه این بودجه به بنده هم غیرممکن است و حالا چطور 20 میلیارد اختلاس شده، نمیدانم...»
جل الخالق!

ba salam
baiad goft chenanche dar keshwari systeme nezaratie ghawi vojood nadashte bashad door az entezar nist ke modiran az nachari va ehsasat dat be garibane nadanani inchonin bashand.
hala chera shoma az in fard sohbat mikonid chera khode waeze ashtiani ro tahlil nemikonid ,aslan ishan ghabeliate in semat ro darand?
ارسال نظر جدید