مجموعه كامل اشعار حسین منزوی در بیست و دومین نمایشگاه بینالمللی كتاب تهران رونمایی شد.
این مجموعه که اشعار این شاعر فقید را در خود جای داده است شامل کلیه اشعار سپید، ترانه ها ، غزل ها و آثار دیگر اوست که با قیمت 16000 تومان توسط موسسه انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.
حسین منزوی که از او به عنوان پدر غزل معاصر ایران یاد میشود در مهر سال ۱۳۲۵ متولد شد. شعرهای او بیشتر در قالب غزل است اما شعرهای سپید بسیاری هم سرود.
منزوی در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. سپس این رشته را رها کرد به جامعهشناسی روی آورد اما این رشته را نیز ناتمام رها کرد. اولین دفتر شعرش در سال ۱۳۵۰ با همکاری انتشارات بامداد به چاپ رسید و با این مجموعه به عنوان بهترین شاعر جوان دوره شعر فروغ برگزیده شد.
سپس وارد رادیو وتلویزیون ملی ایران شد و در گروه ادب امروز در کنار نادر پورنادر شروع به فعالیت کرد. چندی مسئول صفحه شعر مجله ادبی رودکی بود و در سال نخست انتشار مجله سروش نیز با این مجله همکاری داشت. در سالهای پایانی عمر به زادگاه خود بازگشت و تا زمان مرگ در این شهر باقی ماند.. او در سال ۱۳۸۳ بر اثر سرطان در تهران درگذشت و در کنار مزار پدرش در زنجان به خاک سپرده شد.
آثار منتشر شده از حسین منزوی تا به امروز به شرح زیر است:
• از ترمه و تغزل.
• حنجره ی زخمی تغزل؛ دفتری از شعرهای آزاد و غزلهای سروده شده از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹.
• با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲.
• به همین سادگی مجموعه شعرهای سپید
• از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سرودهشده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷.
• با عشق تاب میآورم؛ شامل اشعار سپید و آزاد سروده شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۷۲.
• با سیاوش از آتش.
• ازترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، ۱۳۷۶.
• از کهربا و کافور.
• از خاموشیها و فراموشی.
• این ترک پارسیگوی بررسی شعر شهریار
• حیدر بابا- ترجمه نیمایی از منظومه «حیدر بابایه سلام» سروده شهریار
• این کاغذین جامه؛ مجموعه برگزیده اشعار کلاسیک.
شاید بتوان گفت که مهمترین و تاثیرگذارترین غزل معاصر سروده این شاعر معاصر است که موجب شد شاعران بسیاری به استقبال غزل او آمدند. می توان گفت که سرودن این غزل سر منشاء تحول غزل فارسی بود؛ غزلی با مطلع:
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت این شاعر توانا بود، مصراع نخست غزل زیر بر سنگ مزار او کنده شده است:
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
زخمیام -زخمی سراپا- میشناسیدم؟
با شما طیکردهام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا میشناسیدم؟
راه ششصدسالهای از دفتر حافظ
تا غزلهای شما،ها، میشناسیدم؟
این زمانم گرچه ابر تیره پوشیدهاست
من همان خورشیدم اما، میشناسیدم
پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، میشناسیدم؟
میشناسد چشمهایم چهرههاتان را
همچنانی که شماها میشناسیدم
اینچنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا، میشناسیدم!
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریا! میشناسیدم
اصل من بودم, بهانه بود و فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا میشناسیدم؟
در کف فرهاد تیشه من نهادم، من!
من بریدم بیستون را میشناسیدم
مسخ کرده چهرهام را گرچه این ایام
با همین دیوار حتی میشناسیدم
من همانم, مهربان سالهای دور
رفتهام از یادتان؟ یا میشناسیدم؟

man ye poroje mohandesi narm afzar darbare bank niaz daram toro khoda age mitoonid komakam konid be doostane reshteh computeretun khabar bedin age dashtid baram email konid
ارسال نظر جدید