مجموعه شعر جدید حافظ موسوی «خردهریز خاطرهها و شعرهای خاورمیانه» پس از ماه ها در انتظار مجوز بودن در چند روز گذشته به روی پیشخوان کتابفروشی ها آمده است با حافظ موسوی درباره این مجموعه شعر به گفتگو نشسته ایم.
مجموعه شعر جدید حافظ موسوی مانند اسم خود نگاه جدیدی به حوزه شعر را به همراه خود آورده است این مجموعه شامل دو بخش «خردهریز خاطرهها» و «شعرهای خاورمیانه» است که هر بخش شامل 20 شعر است. هم میهن گفتگویی با حافظ موسوی داشته درباره این مجموعه شعر و تاثیرات محیطی بر شعر حافظ موسوی و همچنین مناسبات فرهنگی این سالهای ایران که در ادامه می آید:
مجموعه شعر جدید شما دو بخش مجرا دارد که یکی از آنها خرده ریز خاطره هاست که اشعار کوتاه و شخصی شماست ، این قطعات چگونه شکل گرفت؟
اینکه چطور نت این شعرها در ذهن من شکل گرفت را اینطور باید توضیح داد که اغلب این شعرها ظرف مدت یک هفته تا ده روز بوجود آمد این شعرها یکباره شروع شد و ناگهانی متوقف شد. خاطرات خصوصی در زندگی همه هست و همه به طریقی بعضی از این تجربه ها را از سرگذرانده اند. شعرهای این بخش به نوعی برخی از خاطرههای نه لزوما خصوصی؛ بلكه بخشی از تجربههای شخصیام هستند زبان شعرها اغلب ساده است و فضاها عمدتا فضاهای عاطفی و البته با توجه به ذهنیتم، اغلب آنها از تهمایههای اجتماعی هم برخوردارند. عام بودن تجربه ها در عین خاص بودن آنها برای من و هم نسلانم بویژه در وادی های سیاسی و اجتماعی از ویژگی های این شعرهاست شاید اگر جذابیتی در شعرهای این بخش باشد، به این دلیل است كه بخشی از این خاطرات و تجربههای زیستهشده میتوانند دستكم بین من و بخشی از همنسلانم در این محدوده جغرافیایی، سیاسی و زمانی مشترك باشند به نظرم، این شعرها نوعی تاریخنگاری عاطفی و خصوصی به حساب میآیند؛ یعنی آنچه از این زمان و این تجربهها در ما رسوب كرده است.
سادگی این شعرها بسیار به چشم می آید که در شعر شما رویکرد جدیدی است این سادگی چه منشائی دارد؟
درست است این شعرها به لحاظ سادگی زبان و كلمات و تصاویر خیلی سادهتر از شعرهای قبلیام هستند؛ اما به گمان خودم، این زبان با همه سادگیاش، زبان سهلانگاری نیست به این دلیل كه خود من گاهی در انتخاب و یا در جابهجایی یك واژه در این شعرها و حتی زمانی كه آنرا برای چاپ آماده میكردم، به وسواس عجیبی دچار شدم مثلا در یكی از شعرهای مجموعه سطری هست كه میگوید: «ماده پلنگی زخمی راه خانهی مرا بلد شده است». به جای فعل «بلد شده» كه ظاهرا كمی غیرمرسوم است و یا با لهجه شهرستانی همراه است، شاید میشد چندین معادل و جایگزین گذاشته شود كه از نظر دستور زبان فارسی سالمتر و مقبولتر باشد اما من به تجربه دیدم هیچ معادلی در این بافت زمانی، كاركرد این فعل را ندارد. میخواهم به خواننده این شعرها این دید را بدهم كه خیلی به سادگی از روی این سادگی عبور نكند.
بخش دوم مجموعه «شعرهای خاورمیانه» نام دارد سوال ابتدایی این است که اصلا چرا شعرهای خاورمیانه؟
در چند سال گذشته خاورمیانه با شدت بیشتری از قبل مرکز یک سری حوادث قرار گرفت خصوصا پس از حادثه 11 سپتامبر فجایع خونباری ایجاد شد خیلی ها فکر می کنند برای ما ایرانی ها که در خاورمیانه یک اقلیت هستیم و اینکه این حوادث در مناطق عربی اتفاق افتاده نباید مسئله پر اهمیتی باشد اما واقعیت جز این است بدلیل پیوندهای تاریخی ما با مردم منطقه خصوصا افغانستان و پاکستان و ترکیه این مسئله به ما هم ربط دارد و بسیاری از روشنفكران ایرانی متوجه این واقعیت شده اند كه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، شهروندان همین منطقه خاورمیانهایم.
آیا این رویکرد و نگاه به خاورمیانه در شعر، مسئله جدیدی است یا در گذشته نیز سابقه داشته است؟
اگر دقت كنید در فضاهای روشنفكری و شعر و ادبیات 100 سال گذشته ما این پیوستگی و پیوند چندان مورد توجه نبوده است و رابطه ذهنی ما با خاورمیانه قطع بوده است ولی بتدریج این مسئله تغییر کرده کما اینکه در دهه 40 – 50 گروهی از مبارزین ایرانی به کشورهای مختلف منطقه می رفتند و می جنگیدند و شعر چریکی آن دوره هم منبعث از همین تفکر بود شاید ضربههای هولناكی كه در این شش سال گذشته بر ما وارد شد موجب این شد كه دوباره این پیوندها را به خاطر بیاوریم كما اینكه این ضربهها در ذهن خودم نطفه این شعرها را بست و موجب شد كه بار دیگر به گذشته برگردم تاریخ این منطقه را بخوانم، به جایگاه فرهنگ ایران در این منطقه بنگرم و نیز به تأثیر متقابلی كه فرهنگ مردم این منطقه برهم داشته است.در دوره صفویه و قاجار و زمانی که امپراطوری عثمانی وجود داشت سیمای سیاسی منطقه شکل گرفت ، در طول 100 سال گذشته دو کشور حساب خود را جدا کردند ترکیه و ایران، اما ریشه های عمیق سیاسی و فرهنگی و مطامع قدرتهای بزرگ در 20 سال گذشته ما را متوجه این مهم کرد که سرنوشت ما با خاورمیانه گره خورده است در این گشت و واگشت در تاریخ و نگاه به دمشق، فنقیه، بیروت ، مزار شریف و کابل، این مسئله در ذهن من تقویت شد و این شعرها حاصل آن است، توجه داشته باشید که من در شعرهای این بخش قصد تاریخنویسی، صدور بیانیه سیاسی و چیزهایی از این قبیل را نداشتهام این نگاه فقط ظرفی شد برای دیدن عواطف شخصی خودم ، یک فضایی در ذهن من شکل گرفت مثل یک مسیل، این سرنوشت جمعی عواطف من را تحت تاثیر قرار داد و در این نگاه شکل گرفت که فقط به عنوان یك ایرانی و درگیر با مسائل منطقه خاورمیانه، واكنشهای خودم را نشان دادهام.
درباره شباهتها و اختلافهای دو مجموعه شعرهای جمهوری و شعرهای خاورمیانه چه می توان گفت؟
شعرهای جمهوری محصول تلاتمات اواخر دهه 70 در مرزهای ایران و تاثیر آن فضای مشوش است و درحال حاضر که ازآن فضا فاصله گرفته ام می توانم سایه فعالیتها و حرکتهای دانشجویی و جنبش دانشجویی را به صورت پررنگ در ان ببینم و شعرهای خاورمیانه هم همانطور که گفتم تاثیرات چند سال اخیر در منطقه خاورمیانه است.
گویا مجموعه جدید شما مدت مدیدی را در وزارت ارشاد گذرانده، هرچند شعر نباید تاریخ مصرف داشته باشد ولی بخش شعرهای خاورمیانه شاید این را می طلبید که زودتر و در همان فضا در اختیار خوانندگان قرار گیرد، آیا اینطور نیست؟
بله، یکی از موجبات تاسف من همین است كه این شعرها در زمان سروده شدن اجازه چاپ پیدا نكرد و مدت مدیدی قریب به 14 ماه را در انتظار مجوز گذراند دلم میخواست در همان گرماگرم ماجرا، شعر ما از امكاناتی برخوردار بود كه این شعرها و امثال اینها از طریق ترجمه، لااقل در سطح منطقه بازتاب پیدا میكرد تا دیگران كه همسایگان و به گونهای همسرنوشتان ما هستند بدانند كه ما در این هیاهو و بلبشوی سیاسی و اجتماعی و در برابر این همه تحقیر و توهین و ناروا به عنوان روشنفكران ایرانی چه واكنشی داریم یا حتا به یك شهروند اروپایی یادآوری كنیم كه چه ریشههای مشتركی ما را با آنها پیوند میدهد و چگونه میتوانیم این توهم سیاه را از ذهن آنها بزداییم و به آنها نشان دهیم كه خاورمیانه مهد غنیترین فرهنگ و تمدن بشری بوده است و آنها حق ندارند تروریسم و آدمكشی را - كه واقعیت آن غیرقابل انكار است - به حساب همه مردم این منطقه بگذارند. بد نیست بدانید که در همین مدت کوتاه بخشی از این شعرها به عربی ، کردی و انگلیسی ترجمه شده است و در نشریات مختلف داخلی و خارجی به چاپ رسیده است.

ارسال نظر جدید